|
اهورا ایمان
|
براي ما تجربه كوتاه مدت همكاري با شوراي تصويب ترانه پرده از دردناك بودن داستان ترانه برداشت. هجوم رسانه در عصر جديد و گسترش موج مولتي مديا به توليد «ترانه سازها» و افزايش بيرويه اين جمعيت منجر شده است؛ به عبارت ديگر در كشور ما هر روز يك خواننده و دو ترانه سرا متولد ميشوند. و تلاش كاركنان، مشاوران، كارشناسان و بازرسان ارشاد براي نظارت بر اين توليد انبوه نه تنها به تنرل علمي آن نميانجامد بلكه بر دامنه گسترش موسيقي و ترانه زيرزميني افزوده است كه شكل ديگري از اقتباس كور و عوامانه گروههاي متوسط هنري جامعه است.
وزارت ارشاد ناخواسته با كشاندن معيارهاي عمدتا سليقهاي، سياسي و اخلاقي به حوزه توليد كلام در موسيقي پاپ هويت كاذب ديگري به توليدكنندگان آثار غيرعلمي و پيش پا افتاده داده است. و اين حس فاخر و ارجمند اجتماعي و سياسي را به يك جريان ناتوان و ضعيف و غيرعلمي تزريق كرده است.
دانش برخورد با اين پديده اجتماعي در وزارت ارشاد شكل نگرفته است. در واقع ارادهاي براي شكل گرفتن اين دانش نيست. موسيقي و ترانه پاپ داخلي به هدايت احتياج دارد نه نظارت. و اين هدايت بستر طبيعي خود را دارد يعني «توليد و بازار» نه بستر امنيتي. مادامي كه تصور كنيم انتشار يك جلد كتاب يا يك جلد نوار كه حاوي سطري يا مصراعي غيرمتعارف است موجب نابودي اركان امنيتي جامعه ميشود در حقيقت اغفال شده گروهي نويسنده و منتقد عصر پيش از تاريخ هستيم كه با دوربينهاي مجهز، سطور گمشده كتابهاي متروك را رصد ميكنند.
تا هنگامي كه تصور كنيم مردم يا در واقع مخاطبان هنر موسيقي نوجواناني معصوم هستند كه تنها شنونده كاستهاي مجوز گرفته دستگاه فرهنگي كشورند و وظيفه هدايت آنها بر عهده شوراي نظارتي ارشاد است موسيقي و ترانه پاپ دچار همين بلبشوي فرهنگي و تاريخي است.
به نظر ما در شرايط فعلي، مميزي علمي ترانه كاري طاقتفرسا، سليقهاي و غيرلازم است و شوراي فعلي ترانه ميتواند با تشكيل كارگاه آموزشي و علمي ضمن عمل به وظيفه اصلي خويش، سنت مندرس كاناليزه كردن ذوقي فرآوردههاي ادبي را كنار گذاشته و نقش مفيد و حيثيت آفرين را در ترانه امروز ايفا كند.
ما جمعي از اعضاي شورا ضمن اعلام كنارهگيري خود تا ايجاد زمينه مطلوب همكاري، دلايل زير را عامل قطع همكاري خويش با شوراي ترانه ميدانيم:
1_ سايه سنگين نظارت بخشنامهاي ارشاد بر شورا احساس ميشود تا حدي كه اعضاي شورا آزادي تعامل با جامعه هنري را ندارند. اين تعامل حتما بايستي با اجازه و نظارت ارشاد به عنوان كارفرما انجام شود و اعضاي شورا مشاور فرض ميشوند.
2_ ساز و كار شوراي ترانه در مواجهه با نسل و عصر جديد ترانه و موسيقي كارايي لازم را ندارد و اين شورا بايستي با نزديك شدن به هويت آموزشي و دور شدن از هويت امنيتي و نظارتي نقش تازهاي را در عرصه موسيقي ايفا كند.
3_ اساسا اراده و علاقهاي براي حمايت از موسيقي پاپ در شوراهاي كارشناسي ارشاد وجود ندارد. و اين خلأ ناشي از كمبود نيروي كارشناسي موسيقي پاپ و ضعف تئوري در آن حوزه است.
4- حوزه عمومي كلام در موسيقي پاپ در شرايط فعلي قابل دفاع نيست و مميزي با ايجاد اختلال به اين حوزه هويت كاذب سياسي و علمي داده است.
5_ بررسي و تحميل قواعد و اساليب كهن ادبي به ساختار ترانه نوين از معايب كارشناسي شوراي فعلي ترانه است.
6_ عدم رعايت استقلال شورا و قرار دادن فيلترهاي نظارتي ديگر.
7_ و در آخر هيچ شورايي صلاحيت رد آثار بزرگان شعر كلاسيك فارسي مانند حافظ، خيام، مولانا، سعدي و ... را ندارد.