|
اهورا ایمان
|
درد
نگو، نگو قصه نگو قصة سربسته نگو
از شب خاموش صدا شاعر دلخسته نگو
قصة سربسته نگو شعر تو فرياد منه
درد من و تو مشترك زخم تو همزاد منه
گريه نكن، گريه نكن گريه هميشه بي صداس
وقتشه فرياد بزني شعر تو رنگ خون ماس
ما همه مون يك نفريم بايه سكوت, با يه صدا
اما اسير سرنوشت با هم غريب، از هم جدا
هيشكي به فكر هيشكي نيس اسير خود شديم و بس
اسير تو ،اسير من اسير اين همه قفس
حيفه پرنده باشي و بال و پر تو وا نشه
اين همه تو،اين همه من حيفه بميره ،ما نشه
تهران
خوابگاه دانشجویی طرشت
81-80
آهنگ و آرانژمان:محمد رضا چراغعلی
خواننده:میلاد رحیمی
متاسفانه پدر و مادر آقای حسام ذباح (جوان هنرمند و هنردوست خراسانی)در حادثۀ تصادف درگذشته اند.برای ایشان آرزوی آمرزش و آرامش و برای حسام که حال و هوای ترانه دارد و ترانه سرایی و خواهرش که بیمارند و بستری آرزوی سلامتی دارم.