تبليغاتX
شبگویه
اهورا ایمان

 

 

 

 

 

سلام دوستان

حرف زیادی برای گفتن نیست.یک سال گذشت،با همۀ تلخیها و شیرینیها،با همۀ لطفی که حضرت دوست داشت و به مصداق "سر ارادت ما و آستان حضرت دوست" هر چه هست شکر است و جای شکایت نه.از همۀ شما نیز که یه این خانۀ مجازی سر زدید سپاسگزارم.چه آنکه دید و نگفت و تویی که گفتی اعم از شیرین و دشخوار!شرمنده ام از اینکه بعضی وقتها پاسخ دادن به پرسشها و مطالبتان زیاده به طول انجامید و شاید هم به پاسخ دلخواه نرسیدید.اما هر چه بود لطف از شماست و کوتاهی از بنده.به هر روی ببخشید که به وبلاگتان نتوانستم سر بزنم، ببخشید که به همۀ پرسش هایتان جواب ندادم،ببخشید که...خلاصه ببخشید که به اندازۀ شما خوب نبودم.امید که شاد باشید نوروز و هر روز.

ارادتمند

اهورا ایمان

 

 

بهار و بنفشه

 

 

خونه همون خونه،همون خاطره س

همون که پای قصه هاش نشستیم

همون که با حافظ پیش آینه ش

غزل غزل سکوتو می شکستیم

 

 

خونه همونه که به هم رسیدیم

تو کوچه باغِ ترمه و ترنجش

همون که روی آینه هاش نوشتیم

هنوز می ارزه عاشقی به رنجش

 

 

هنوز به شیرینی صبح عیده

بازی نور و سایه و اقاقی

هنوز پر از عطرِ عبورِ عشقه

به هم رسیدنای اتفاقی

 

 

وسوسۀ ماهیِ قرمزِ حوض

ماهو داره پایین ترک میکشه

از پسِ پردۀ بنفشه و ناز

بهاره که داره سرک میکشه

 

 

خونه همونه که به هم رسیدیم

تو کوچه باغ ترمه و ترنجش

همون که روی آینه هاش نوشتیم

هنوز می ارزه عاشقی به رنجش

 

 

آهنگ و آرانژمان:امید کرامتی

آواز:حمید ترکاشوند

 

به پیشواز بهار

نوزدهم اسفند هشتادوهفت

4 عصر

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سی ام اسفند 1387ساعت 1:10 قبل از ظهر  توسط اهورا ایمان  |