تبليغاتX
شبگویه
اهورا ایمان

 

 

عزیز

 

برای برادرم محمد حسین

 

رفتی و برنگشتی

رفتی و دل بریدی

بی منِ بی تو تنها

رفتی و پر کشیدی

 

بی خبرم گذاشتی

خسته ترم گذاشتی

میون بغض و گریه

دربه درم گذاشتی

 

نگفتی بی پروبال

چه جوری پر بگیرم

تو خلوت کدوم شب

راه سفر بگیرم

 

کجا بیام که حتی

از تو خبر ندارم

خسته تر از همیشه

پای سفر ندارم

 

رفتی و رفت از تن خسته جونم

عکس تو شد همدم و همزبونم

هیشکی نبود مثل تو نازنینم

هیشکی نشد مثل تو مهربونم

 

رفتی و جا گذاشتی

خاطرة چشاتو

خاطرة عزیزِ

خندة بی صداتو

 

نموندی و نگفتی

به پای کی بمونم

گلِ ترانه هامو

برای کی بخونم

 

موندم و رفتی اما

اشکمو دیدی انگار

گفتم اگر نباشی

گفتی خدانگهدار

 

 

 

تهران

 4/11/84

 

تا یادم نرفته محمد علی جوشایی شاعر هم صاحب وبلاگ شده.مبارک است  این هم آدرس:

www.joshaiy.persianblog.ir

 

 

+ نوشته شده در  سی و یکم فروردین 1388ساعت 1:26 قبل از ظهر  توسط اهورا ایمان  |