|
اهورا ایمان
|
هنوز ترانه هست
اینروزها غریبم.حوصلۀ کار ، حوصلۀ ترانه ، حوصلۀ خودم را هم ندارم.هی همت میکنم چیزی بنویسم ، نمیشه.تقصیر هیشکی نیس؛حتی تقصیر اونایی که ممنوع الکارم کردن،حتی تقصیر اونایی که به همۀ شبکه های رادیو تلویزیونی گفتن کاراشو پخش نکنین.این وسط یک عده میگن اعتراض کن ، یک عده میگن بی خیالش برو دنبال تجارت، یک عده میگن با اسم دیگه ای کار کن ، یک عده دیگه میگن مهم اینه که کار کنی... آره مهم ترانه س که می مونه.مهم صداس که می مونه،این حرفا رفتنیه،اما یه دلی باید پشت ترانه باشه،یه دلی که نیس.گناه ما چی بوده؟گناه کسایی که با شعر و ترانه و صداشون زندگی میکنن.زندگی نه به معنای گذران روزها و شبها،زندگی به معنای زیستن،حرکت کردن،فکر کردن،حرف زدن.ما تا وقتی هنرمندیم که هنر رو از دریچه ای که شما می بینید ببینیم،تا وقتی محترمیم که به احترام اندیشۀ شما اندیشه مونو علنی نکنیم،تا وقتی شاعریم که شعر شما رو بخونیم وگرنه ما پایین خطیم و شما بالای خط.اما شما به یه چیز فکر نکردین.به اینکه اونی که موندنیه صداس.چیزی که زندگی رو میسازه صداس.صدایی که از عشق میگه ، از انسان ، از دوست داشتن همه ، خودی و غیر خودی.و من فکر می کنم که هنوز شعر هست ، صدا هست ، ترانه هست.
به احترام عبدی یمینی که پرنده شد.
فاصله ها
فاصلهها ، فاصلهها فاصلهها رو خط زدم
اما هنوز اولِ راه اما هنوز مرددم
فاصلهها رو خط زدم برای هم خطر شدن
به عشق راهی شدن و به شوق هم سفر شدن
اما هنوز اولِ راه اولِ سرگردونی ام
آخرِ بی پناهی و اولِ بی نشونی ام
اولِ بی نشونی ام وقتی به هم نمی رسیم
وقتی تو آخرین قدم به غیرِ غم نمی رسیم
فاصله آوازِ سکوت فاصله بغضِ واژه هاس
فاصله یعنی من و تو وقتی که راهمون جداس
******
فاصله معنی نداره وقتی سکوتو میشکنی
وقتی من از تو میگم و وقتی تو همراه منی
تهران. خرداد87
آهنگ و آرانژمان:علیرضا کهن دیری
آواز:محمد اصفهانی
من گنگ خوابدیده و عالم تمام کر
من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش